راهكاری برای توسعه پایدار شهری

راهكاری برای توسعه پایدار شهری

تهران در سه دهه اخیر شاهد تحولات زیادی بوده و به بلوغ توسعه سخت افزاری رسیده است؛ امروز دیگر با استفاده از توسعه بزرگراه ها نمی توان كیفیت زندگی را به شكل قابل ملاحظه ای ارتقا داد. به باور كارشناسان، راه تحول تهران توسعه مبتنی بر هوشمندسازی و تمركز بر شهروندمحوری است.


زمانی در تهران، سوار اتوبوس های دو طبقه می شدیم و در خیابان های باریك شهر حركت می كردیم تا پس از مدت كوتاهی به منازل یك طبقه خود برسیم. اما امروز پایتخت به شهر بزرگراه ها، تونل ها و برج های سر به فلك كشیده بدل شده است كه برای ادامه بقا در آن باید فكری كرد.
مرتضی احمدی از مشاوران كمیته شفافیت و شهر هوشمند شورای شهر تهران بعنوان چاره به لزوم هدف گذاری مناسب برای هزینه كردها و توسعه مبتنی بر رویكرد شهروند هوشمند باور دارد: «ما باید بدانیم چطور از دارایی هایی كه داریم، بهترین استفاده را ببریم. در این شرایط نمی توان با ریختن میلیون ها تن بتن و ساخت پل و بزرگراه وضعیت زندگی را بهبود بخشید. باید به اقدامات هوشمندانه دست زد. باید كاری نماییم كه مردم بدون نیاز به جا به جایی در سطح شهر، سرویس و خدمات مورد نظرشان را دریافت كنند».
احمدی روز جمعه در گفت وگو با خبرنگار علمی ایرنا اضافه كرد: باید شرایطی را مهیا كرد كه نیاز نباشد مردم ساعت ها در خیابان دنبال جای پارك بگردند، افراد باید بتوانند با استفاده از تكنولوژی، سرویس حمل و نقل مورد نظرشان را انتخاب و از آن استفاده كنند. تنها در این حالت است كه به یك شهر هوشمند تبدیل می شویم و می توانیم خیلی از مشكلات را از قبیل مساله آلودگی هوای تهران را مانند بعضی از دیگر كلانشهرهای بزرگ دنیا حل كنیم».

** جسارت تصمیم گیری
وی اضافه كرد: با هوشمندسازی شهر، اداره تهران ارزان تر میگردد و كیفیت زندگی شهری بالا می رود. فارغ از تلاش های صورت گرفته در ابتدای مسیر هوشمندسازی شهر، باید به این نكته توجه كرد كه توسعه شهر هوشمند نیازمند مدیران هوشمند است، مدیر نباید فقط مدیر «هزینه كرد» باشد، بلكه لازم است مدیر «درآمد و هزینه» باشد، باید به همه هزینه ها نگاه اقتصادی كند، جسارت تصمیم گیری داشته باشد و بفهمد هر روز كه از پیشرفت و توسعه عقب می افتد، در واقع 2 روز را از دست می دهد. یك روز بابت عدم پیشرفت خود و یك روز بابت پیشرفت رقیبان.

** تحلیل داده و سنسورها
وی همین طور اظهار داشت: به صورت كلی دو عامل فناورانه راه دنیا را به سمت هوشمندسازی هموار ساخته است. عامل اول توسعه دانش تحلیل داده هاست كه ما امروزه آنرا بعنوان سوژه داده كاوی می شناسیم. این فناوری به ما كمك كرد كه توانایی دیدن واقعیاتی را پیدا نماییم كه قبلا نمی دیدیم. در واقع امكانی است كه بتوانیم پیچش مو را ببینیم و الگوهای پنهانی بین داده ها را استنباط نماییم. بدین سبب با تحلیل داده، چشم ما به دنیای دیگری باز شد.
«عامل دوم سنسورها هستند كه موجب شدند ما از دریچه قاب كامپیوترها خارج شویم. نفوذ فناوری اطلاعات به تمام ساحت های زندگی ما تسری پیدا كرده است. تا قبل از این، كل كار ما و ارتباطی كه با تكنولوژی داشتیم در چارچوب یك كامپیوتر یا یك تلفن همراه بود. اما هم اكنون با به وجود آمدن و توسعه كاربرد سنسورها، تمام دستگاه ها و ابزارهایی كه در زندگی با آن سر و كار داریم، به یك شبكه متصل هستند و ما می توانیم آنها را مدیریت نماییم. دو عامل تحلیل داده ها و سنسورها قدرتی به ما داده اند كه بتوانیم هوشمندانه زندگی نماییم.»

** هوشمندسازی و تاثیر آن در زندگی در تهران
زمانی كه از شهر هوشمند صحبت می نماییم با مفهومی فراتر از فناوری اطلاعات و ارتباطات رو به رو هستیم. هر چند ابزار به وجود آمدن آن بر پایه فناوری اطلاعات قرار دارد، اما واقعیت این است كه سوژه شهر هوشمند لایه های مختلفی دارد و تمام ابعاد زندگی در یك شهر شامل حمل و نقل، ساختمان، اقتصاد، كسب و كار و یا نوآوری را در بر می گیرد.
احمدی با اشاره به این واقعیت اضافه كرد: برای مثال وجود خودروهای برقی یكی از پروژه هایی است كه در بعضی شهرهای دنیا برای هوشمندسازی شهر از آن استفاده می نمایند. در كشور ما این فناوری وجود ندارد، در حالیكه به سبب آلودگی هوا لزوم آن به شدت حس میگردد و در آینده نزدیك جهت استفاده از این تكنولوژی، حتی زمینه های اقتصادی برای سرمایه گذاری به وجود می آید.

** تعریف سرویس های جدید بر طبق نیاز شهروندان
احمدی معتقد می باشد محور قرار دادن شهروندان برای تعریف سرویس متناسب با نیازشان از اصول هوشمندسازی شهر است: «تا قبل از این در حوزه فناوری اطلاعات بیشترین تمركز شهرداری برای ساخت زیرساخت های پشت صحنه بوده است. هم اكنون بیشتر از 150سامانه مستقل در شهرداری تهران وجود دارد كه باید این ها را شهروندمحور كرد و سرویس هایش را به شكل مستقیم تحویل شهروندان داد».
وی اضافه كرد: نكته دوم، احراز هویت الكترونیكی و امضای دیجیتال است كه در سطح ملی به آن نیاز داریم اما همچنان عملیاتی نشده و طرح های توسعه كشور در حوزه هوشمندی معطل این مساله هستند. در هر حوزه ای كه ما قصد نمایش خدمات داشته باشیم باید احزار هویت الكترونیكی صورت گیرد. نداشتن سامانه احراز هویت موجب شده، ما یكی از پله های اصلی بلوغ شهر هوشمند را طی نكنیم.
احمدی در ادامه اظهار داشت: دولت با استفاده از كارت ملی هوشمند می تواند این سامانه را راه اندازی كند، اما هنوز از این زیرساخت استفاده عملی نشده است. در این صورت می توان سرویس های اصلی شهری را كه نیازمند همكاری خیلی از سازمان های داخل و خارج از شهرداری است، یكپارچه كرد و در اختیار شهروندان قرار داد.

** خدمات شهروندمحور
وی درباره خدمات شهروندمحور توضیح داد: برای انجام خدمات صدور ساختمانی، اختتام كار، پروانه ساخت و سایر خدمات نهادهای بسیار زیادی دخیل هستند. زمانی كه ما درباره خدمات شهروند محور صحبت می نماییم، مقصود اینكه شهروند بدون اینكه نیاز داشته باشد به محلی بازگشت كند، بتواند از راه اینترنت درخواست خودرا برای انجام این كارها ثبت و پیگیری كند. اما زمانی كه صحبت از هوشمندی شهر به میان می آید باید علاوه بر این ها اتفاقات دیگری رخ دهد.
«شهروندان به واسطه هر ارتباطی كه با شهرداری دارند، در آن حوزه اطلاعات و دیتا تولید می كنند. زمانی كه این داده ها را جمع آوری نماییم، یك شخصیت دیجیتالی برای هر شهروند شكل می گیرد كه مشخص می كند شهروند چقدر ارزش برای شهر احداث كرده، چه میزان برای شهر هزینه داشته و چقدر پیشنهادهای نوآورانه نمایش داده است و باز خیلی از دیگر داده ها نیازها، انتظارات و خاصیت های شهروند را نشان داده است. وقتی این اطلاعات را داشته باشیم می توانیم با عنایت به آنها، گروه های مختلف جامعه را شناسایی و سرویس ها و خدمات مورد نیازشان را تعریف و ارائه نماییم.»
وی اضافه كرد: با استفاده از این اطلاعات دیگر نیاز نیست شهرداری یك سرویس برای هشت میلیون شهروند عرضه نماید بلكه می تواند زیربخش هایی از شهروندان را شناسایی كند كه به خدمات مخصوص نیاز دارند و اینجاست كه صحبت از خدمات مبتنی بر نیاز به وجود می آید.

** سلامت اداری
سلامت اداری سوژه دیگری است كه احمدی به آن اشاره كرد: سلامت اداری و جلوگیری از تقلب و تخلف از دستاوردهای شهر هوشمند است. زمانی كه از تمام اقدامات و فرآیندهایی كه در شهر صورت می گیرد اطلاع داشته باشیم و همه چیز شفاف باشد، می توان الگوهای تقلب را شناسایی و از سامانه هایی برای كشف این مسائل استفاده كرد؛ این كار به شكل سیستماتیك از بروز تخلفات جلوگیری می كند.

** مشاركت با بخش خصوصی
برای شهر هوشمند، نیازها زیاد و منابع اندك هستند. احمدی می گوید لزوم از این جا نشات می گیرد: «برای به ثمر رسیدن پروژه های شهر هوشمند باید صدها میلیارد تومان سرمایه گذاری كرد و امكان دارد بعضی از آنها پس از 10 سال به بهره برداری برسند. حتی امكان دارد این پروژه ها موفق هم نباشند. البته این امر منحصر به ایران نیست و در تمام دنیا اتفاق می افتد، بنا بر این باید این ریسك را توزیع كرد و وارد مشاركت با بخش خصوصی شد.»
سیاست دیگری كه احمدی درباره آن صحبت كرد، «داده باز» است. «داده های بسیار زیادی داخل شهرداری تهران وجود دارد، از پسماند گرفته تا حمل و نقل و ترافیك و شهرسازی. از دوربین هایی كه داده های تردد خودروها را گردآوری می كنند تا نقشه های شهری. این داده ها برای دو گروه در خارج از مدیریت شهری مهم می باشد.
گروه اول پژوهشگران دانشگاهی كه می خواهند در عرصه های مختلف فناوری و زندگی شهری تحقیق و توسعه انجام دهند. گروه دوم كسب وكارهای نوپا كه می توانند با استفاده از این داده ها، سرویس های دقیق و جدیدی ارائه كنند، مشتری شناسایی كرده و سرویس را به آنها تحویل دهند.»

** از بین بردن صندلی های فساد
از دیگر سیاستها در شهر هوشمند، كاهش نیاز به بازگشت حضوری شهروندان برای دریافت خدمت است. احمدی با این توضیح اضافه كرد: كاهش زمان نمایش خدمت از سیاست های شهر هوشمند است. زمانی كه فرد برای انجام كار بازگشت حضوری دارد، امكان دارد بی عدالتی در حقش صورت گیرد. بازگشت حضوری، انواع مراودات غیرشفاف را به وجود می آورد در حالیكه بازگشت غیرحضوری، صندلی های فساد را از بین می برد.
«امروز دریافت یك پروانه ساختمانی در شهرداری تهران نزدیك به 90 گام دارد. صدور یك پروانه ساختمان امكان دارد ماه ها به طول بیانجامد و حتی چند ماه بعد، متقاضی دوباره به مبدا صفر برگردانده و مجبور به آغاز از شروع فرایند شود. اگر خدمات این چنینی به صورت الكترونیكی نمایش شود، هم مردم منتفع می شوند و هم دفاتر خدمات الكترونیك شهر نقش واقعی خودرا انجام خواهند داد.»
وی به یك مورد دیگر هم اشاره كرد: سیستم های شهر هوشمند باید پایدار و تاب آور باشند؛ مثال ملموس از انتظار پایداری سرویس این است كه بتوان ساعت 10 شب باز یك ویدئو را بدون وقفه به صورت زنده تماشا كرد نه این كه فقط چهار بامداد این امكان مهیا باشد. مثال دیگر اینكه سازمان های امدادی می گویند به صورت متوسط در مدت مثلا سه دقیقه به محل حادثه می رسیم اما تجربه شهروندی ما خلاف این را نشان می دهد؛ برای اینكه در ساعات اوج ترافیك كه معمولا اوج نیاز به خدمات امدادی باز هست، وسایل امدادی امكان حركت در بزرگراه ها را ندارند. رسیدن به سیستم پایدار و تاب آور این مشكلات را حل می كند.
علمی*م.ش*2017 ** 2023

 

1397/10/29
19:23:48
5.0 / 5
133
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴
انجمن پارسیان Parsian Forum